در هفته بعد از قهرمانی «لندو نوریس» در مسابقات قهرمانی فرمول یک در ابوظبی، شبکههای اجتماعی پر از مثالهایی شد که نشان میداد اتفاقهای طول فصل ۲۰۲۵ چطور روی جمع امتیازهای نهایی جدول قهرمانی اثر گذاشته است. معمولاً جدی گرفتن این سناریوهای خلافواقع منطقی نیست، چون اغلب آنقدر سادهسازی میشوند که به واقعیتهای جایگزینی میرسیم که هیچوقت قابل اثبات نیستند. اما همانطور که بخش کامنتها نشان میدهد، این به آن معنا نیست که بازی کردن با این سناریوها لذتبخش نیست.
واقعیت قهرمانی رانندگان ۲۰۲۵ این است که نوریس با دو امتیاز اختلاف، «مکس فرستاپن» را در نبرد عنوان شکست داد و «اسکار پیاستری» هم با جا ماندن ۱۳ امتیازی از همتیمیاش در مکلارن، سوم شد. فهرست مسابقات زیر برای زیر سؤال بردن اعتبار آن نتیجه نیست، بلکه نشان میدهد نبرد عنوان چقدر نزدیک بود و تأکید میکند که هر سه مدعی، میتوانستند قهرمانانی کاملاً شایسته باشند.
با این نگاه، بهجای تلاش برای بازنویسی تاریخ، در ادامه تعدادی از جذابترین «چه میشد اگر»های نبرد عنوان ۲۰۲۵ را مرور میکنیم.
یک چرخش دیرهنگام در باران، شانس پیاستری برای سکو در خانه و در نهایت ۱۶ امتیاز را در اولین دور نبرد عنوان از او گرفت. یکی از دلایل جذاب ماندن این اشتباه، حتی بعد از ۲۳ مسابقه، این است که پیاستری بعد از اینکه اول از مسیر خارج شد، موقع تلاش برای نگه داشتن خودرو خیلی نزدیک به حفظ کنترل بهنظر میرسید و با آن، چیزی که میتوانست رده دوم باشد را هم از دست داد. نوریس که درست جلوتر و در صدر مسابقه میراند، همان دور و همزمان با بدتر شدن شرایط در پیچ ۱۲ از مسیر خارج شد، اما در حالی که مکلارنِ پیاستری وقتی خواست در پیچ ۱۳ به پیست برگردد چرخید، نوریس توانست پیچ بعد را رد کند و صدر گرند پری را نگه دارد.
در محاسبات نهایی قهرمانی، روشن است که آن ۱۶ امتیاز اضافه چقدر میتوانست برای پیاستری حیاتی باشد، اما با آنهمه مسابقه بعد از استرالیا، مشخص نیست که دقیقاً چطور میتوانست مسیر فصل ۲۰۲۵ را عوض کند. آیا این امتیازهای اضافه در نیمه فصل میتوانستند اراده نوریس را وقتی در افت بود و استرالیایی روی فرم بود، تا حدی خرد کنند؟ یا برعکس، مثل همانطور که خودش بعد از گرند پری هلند گفت، وقتی ۳۴ امتیاز عقب بود، میتوانستند محرکی باشند تا زودتر در سال بیشتر فشار بیاورد؟
استدلالهای مشابه درباره اثر دومینویی رویدادها را میشود برای همه مثالهای این فهرست مطرح کرد، اما از آنجا که این مورد در اولین مسابقه از ۲۴ مسابقه رخ داد، غیرممکن است با قطعیت بگوییم پیاستری بدون آن اشتباه، قهرمان میشد.
این مورد بزرگ برای فرستاپن بود. در فصلی پر از عملکردهای چشمگیر که اغلب فراتر از توانایی خودرو بود، یک اشتباه واضح و قابل اجتناب از بقیه جدا میشود. وقتی مهندسش به او گفت بعد از نبرد چرخبهچرخ در استارت مجدد خودرو ایمنی، جایگاه را به «جورج راسل» پس بدهد، پرده قرمز جلوی چشم فرستاپن آمد و او هنگام عبور مرسدس به پهلویش زد. یک پنالتی ۱۰ ثانیهای گرفت که او را از رده پنجم به دهم فرستاد و ۹ امتیاز قهرمانی برایش هزینه داشت. فقط با نگاه به امتیاز از دسترفته، بهراحتی میشود گفت اسپانیا پنجمین عنوان جهانی را از دست راننده هلندی درآورد.
اما در دنیای «چه میشد اگر»، میتوانیم چند سناریوی دیگر هم برای آن گرند پری تصور کنیم. اگر خودروی ایمنیای که باعث شد رد بول فرستاپن را برای استارت مجدد روی لاستیک هارد ضعیفتر بیاورد، اصلاً بهخاطر بازنشستگی مرسدسِ «کیمی آنتونلی» در جای دیگری فعال نمیشد چه؟ یا اگر رد بول از اول مسابقه استراتژی دیگری میچید و فرستاپن هم در پایان لاستیک سافت داشت و میتوانست خیلی بهتر از خودش در برابر راسل دفاع کند چه؟ تفاوت این عوامل این است که آنها در کنترل فرستاپن نبودند، اما یادآوری میکنند هر صحنه در این فهرست نتیجه چند اتفاق تصادفی است که کنار هم جمع شدهاند.
جالب اینجاست که نتیجه فرستاپن در اسپانیا آن زمان اصلاً شبیه نقطه عطف بهنظر نمیرسید. برتری مکلارن روی رد بول در آن مقطع از فصل نشان میداد فرستاپن خودرویی نخواهد داشت که هرطور شده او را دوباره وارد نبرد عنوان کند و در حالی که بهدرستی بابت رفتارش بعد از آن مورد انتقاد قرار گرفت، خیلیها گمان نمیکردند او همینجا عنوان را دور انداخته باشد. تازه حالا، با اشتباهات بعدی مکلارن که در را برای بازگشت فرستاپن به نبرد عنوان باز کرد، اینطور دیده میشود.
با اینحال اگر قرار باشد به یک لحظه اشاره کنید که در آن خود فرستاپن ـ و نه هیچکس دیگر ـ بهشکل منفی روی پنجمین عنوان متوالیاش تأثیر گذاشت، همان لحظه بود.
یک مسابقه که همان موقع شبیه نقطه عطف بهنظر میرسید، گرند پری کانادا بود. برخورد نوریس با همتیمیاش پیاستری، امتیازهای حیاتیای را که او واقعاً توان از دست دادنشان در نبرد عنوان را نداشت، گرفت و بعد از ۱۰ دور، او را ۲۲ امتیاز پشت سر همتیمیاش گذاشت. این برای نوریس آزاردهندهتر بود چون بهوضوح سرعت لازم برای سبقت از پیاستری در مونترال را داشت و انگار قرار بود روند مثبتی را که در دو دور قبلی در موناکو و اسپانیا ساخته بود، ادامه بدهد. با نگاه به عقب میدانیم آن امتیازها برای قهرمانیاش حیاتی نبودند، اما میتوانستند پایان فصل را برایش خیلی سادهتر کنند.
اینجا هم چند خلافواقع دیگر مطرح است. اگر آن برخورد، مسابقه پیاستری را هم تمام میکرد چه؟ حتی اگر نوریس تقصیر را قبول میکرد ـ که در واقعیت هم کرد ـ ممکن بود در نگاه بسیاری، او بهعنوان آدم بد این ماجرا بین دو راننده جا بیفتد و حتی مدیریت مکلارن هم میتوانست علیه او موضع بگیرد. با توجه به مثال برخوردها در گرند پریهای سنگاپور و آمریکا در اواخر سال، او حتی ممکن بود پیامدهای ورزشی از طرف تیمش را هم تجربه کند؛ چیزی که احتمالاً تعادل عنوان را بیشتر به سود پیاستری جابهجا میکرد.
اگر لحظه «پرده قرمز» فرستاپن در اسپانیا دلیل اصلی از دست دادن عنوان او تصویر شود، او میتواند به خروجش در اتریش هم بهعنوان لحظهای اشاره کند که برایش خیلی گران تمام شد. راننده رد بول در دور اول، در رده ششمِ رد بول رینگ میراند که آنتونلی نقطه ترمز برای پیچ ۳ را اشتباه حساب کرد و به پهلوی سایدپاد فرستاپن کوبید و هر دو را از مسابقه بیرون انداخت. اگر فرض کنیم فرستاپن همان رده ششم را حفظ میکرد (در واقعیت بهخوبی میتوانست بالاتر هم تمام کند)، آن برخورد برای او هشت امتیاز و هر تأثیری که ممکن بود در پایان فصل داشته باشند، هزینه داشت.
هر دو پیاستری و فرستاپن دلیل دارند سیلورستون را بهعنوان یک فرصت از دسترفته ببینند. پیاستری بهخاطر رانندگی نامنظم پشت خودرو ایمنی جریمه شد و در نهایت همین پنالتی، پیروزی را به نفع نوریس از او گرفت. فرستاپن هم درست قبل از استارت مجدد مسابقه از رده دوم چرخید و در نهایت در رده پنجم از خط عبور کرد.
اشتباه پیاستری گاهی بهعنوان نمونهای از طرفداری مکلارن از نوریس مطرح میشود، چون درخواست استرالیایی برای اینکه دیوار پیت با زیر سؤال بردن پنالتی FIA و دستور دادن به نوریس برای پس دادن جایگاه، حکم را خنثی کند، رد شد. میشود استدلال کرد با توجه به اتفاقهایی که بعدتر در مونزا رخ داد، درخواست پیاستری تا حدی منطقی بود، اما در عمل خودش فقط خود را برای از دست دادن برد سیلورستون سرزنش میکرد.
اگر بخواهیم حسابوکتاب کنیم، حذف هفت امتیاز از حساب نوریس و اضافه کردنشان به حساب پیاستری باعث میشد پیاستری در جدول قهرمانی بالاتر از همتیمیاش تمام کند، اما در جمع نهایی هر دو راننده قهرمانی را به فرستاپن میباختند.
هر ادعایی مبنی بر اینکه نوریس در ۲۰۲۵ راه آسانی تا عنوان داشت، را میشود با بازنشستگی او از گرند پری هلند جواب داد. او در حالی که در رده دوم و تنها چند دور مانده به پایان میراند، با نشتی روغن روی مکلارناش روبهرو شد و در یک لحظه ۱۸ امتیاز را از دست داد و با ۳۴ امتیاز عقبماندگی از پیاستری و با ۹ مسابقه باقیمانده، پشت سر همتیمیاش در جدول قرار گرفت.
رویدادهای مورد علاقه خود را در اپ جدید و بهبودیافته ESPN تماشا کنید. درباره اینکه کدام طرح برای شما مناسبتر است بیشتر بدانید و همین حالا ثبتنام کنید.
نوریس بعد از قطعی شدن عنوان در ابوظبی گفت بعد از آن اتفاق، تلاشهایش را دو برابر کرد تا بیشترین عملکرد ممکن را از خودش و مکلارن در باقی فصل بیرون بکشد. این سؤال را ایجاد میکند که آیا بدون آن دلشکستگی در زاندوورت، او در مسابقههای پایانی هم همینقدر کامل و بینقص رانندگی میکرد یا نه، هرچند او آن زمان و احتمالاً هنوز هم، حاضراست آن ۱۸ امتیاز اضافه را به انگیزه اضافی ترجیح بدهد.
وقتی مکلارن به پیاستری در مونزا گفت جایگاه دوم را به نوریس پس بدهد، این تصمیم، صرفنظر از دلیلش، از همان اول محکوم به جنجال بود. فارغ از اینکه این کار درست بود یا نه، این تصمیم شش امتیاز را به نفع نوریس جابهجا کرد؛ چیزی که برای مدت طولانی بهنظر میرسید میتواند در نبرد عنوان بین دو همتیمی مکلارن تعیینکننده باشد. اما اگر در پایان فصل سه امتیاز از نوریس کم و به پیاستری اضافه کنید، در واقع عنوان را به فرستاپن میدهید. نتیجهای جالب، تا وقتی در نظر بگیرید مکلارن میتوانست و تقریباً قطعی بود که در دور آخر ابوظبی، پیاستری و نوریس را جابهجا کند اگر این کار برای قهرمان کردن نوریس و شکست دادن فرستاپن لازم میشد.
اینجا یک خلافواقع پیچیدهتر هم هست. پیاستری بعداً اعتراف کرد جنجال مونزا هنوز در ذهنش بود وقتی آخرهفته پر از اشتباه گرند پری آذربایجان را تجربه کرد. اگر مونزا را به دو تصادف او در باکو (در تعیین خط و مسابقه) ربط بدهید، میشود استدلال کرد آن دستور تیمی در ایتالیا روند پیاستری را شکست و به از دست دادن عنوان توسط او کمک کرد.
«قوانین پاپایا»ی مکلارن در دو آخرهفته سنگاپور و آستین بهخوبی امتحان شدند. در سنگاپور، نوریس در استارت مسابقه برای گرفتن رده سوم از کنار پیاستری رد شد ـ حرکتی که بهنظر میرسید قانون اصلی مکلارن برای دو رانندهاش، یعنی «به هم نزنید»، را نقض کرده ـ و یک مسابقه بعد در آستین با پیامدهای نامشخصی در نتیجه آن حرکت روبهرو شد. با این حال، این تخته خیلی زود پاک شد؛ وقتی پیاستری در پیچ اول مسابقه اسپرینت گرند پری آمریکا یک برخورد چندخودرویی بهراه انداخت که هر دو مکلارن را از مسابقه بیرون برد و امتیازهایی را به فرستاپن هدیه کرد. خیلیها همچنان نظر خودشان را درباره نحوه مدیریت رانندهها در آن دو آخرهفته حفظ خواهند کرد، اما سخت است ادعا کنید در نهایت مسیر قهرمانی را عوض کردند.
عملکرد نوریس در مکزیکا مسلطترین نمایش او در فصل بود و باعث شد رهبری قهرمانی رانندگان را بهدست بیاورد؛ رهبریای که تا پرچم شطرنجی در ابوظبی نگه داشت. در ظاهر، خیلی فضای «بازنویسی تاریخ» از این مسابقه دیده نمیشود، اما بلافاصله بعد از مسابقه، یک خودرو ایمنی مجازی دیرهنگام تبدیل به بحث داغ شد.
فرستاپن داشت به «شارل لکلر» برای رده دوم نزدیک میشد که «کارلوس ساینز» در بخش استادیوم چرخید و در یکی از شکافهای حفاظ متوقف شد. با خودروی ویلیامز که آنطرف حفاظها در دید بود و ترمزهای عقبش در حال دود کردن بودند، مدیر مسابقه برای اینکه مارشالها بتوانند با خیال راحت هر آتش بالقوهای را خاموش و خودرو را خارج کنند، یک VSC اعلام کرد.
با توجه به تصاویر منتشرشده از طرف FIA بعد از مسابقه، سخت است بگوییم تصمیم برای VSC اشتباه بود، اما این مانع نشد بعضی طرفداران فرستاپن اعتراض نکنند. اگر ساینز نمیچرخید یا اگر خودرو بدون VSC جمع میشد، میشد استدلال کرد فرستاپن سرعت لازم برای سبقت از لکلر و گرفتن سه امتیاز حیاتی در اواخر سال را داشت.
سلب صلاحیت دوگانه مکلارن از گرند پری لاسوگاس در را برای این باز گذاشت که فرستاپن تا آخرین مسابقه سال در کورس قهرمانی بماند. فرسایش بیش از حد «پلاک» شاید هیجانانگیزترین سوژه برای ساعات اولیه صبح در لاسوگاس نباشد، اما مهم بود. مشخص شد خودروی نوریس ۰٫۱۲ میلیمتر فرسایش غیرقانونی دارد ـ کمتر از پهنای یک تار مو، اگر بخواهید با مکلارن مهربان باشید، اما در عین حال ۱۲ درصد بالاتر از حد مجاز، اگر سختگیر باشید ـ و بیشترین فرسایش پلاکِ پیاستری هم در یک نقطه، ۰٫۲۶ میلیمتر بالاتر از حد مجاز بود.
اگر خودروهای مکلارن در لاسوگاس قانونی بودند، نوریس فاصله خودش با پیاستری را شش امتیاز دیگر بیشتر میکرد و فرستاپن را هم ۱۸ امتیاز بیشتر عقب نگه میداشت. این نتیجه باعث میشد نوریس یک مسابقه بعد در قطر عنوان را قطعی کند، حتی با وجود اشتباههای استراتژیک مکلارن.
استراتژی بههمریخته مکلارن در گرند پری قطر، امید واقعیای را که پیاستری برای قهرمانی جهان در ۲۰۲۵ داشت، تقریباً از بین برد. استرالیایی در طول آخرهفته مسلط بود و بهاحتمال زیاد مسابقه را جلوتر از برنده نهایی، فرستاپن، تمام میکرد اگر مکلارن تصمیم میگرفت همزمان با بقیه میدان و در یک دوره مناسب خودرو ایمنی هر دو خودروش را به پیت بیاورد.
نوریس که پشت سر پیاستری در پیست بود، احتمالاً در صف پیت چند جایگاه از دست میداد و شاید این یعنی بالاتر از جایگاه واقعیاش، یعنی رده چهارم، تمام نمیکرد. در سناریوی پیروزی پیاستری با نوریس در رده چهارم، پیاستری با ۹ امتیاز اختلاف نسبت به همتیمیاش و نزدیکترین رقیب نوریس وارد آخرین مسابقه میشد و فرستاپن ۱۹ امتیاز عقب بود. اگر فرض کنیم مسابقه آخر همانطور که در واقعیت پیش رفت جلو میرفت، نوریس همچنان قهرمان میشد، فقط با این تفاوت که پیاستری دوم جدول میشد و فرستاپن پشت سر او قرار میگرفت.
یک عامل دیگر هم در گرند پری قطر هست که باید به آن نگاه کرد، هرچند احتمالاً در نتیجه نهایی بیاهمیت بود. ابتدا بهنظر میرسید نوریس مسابقه را در رده پنجم تمام میکند تا اینکه آنتونلی جلوتر از او اشتباه کرد، رده چهارم را از دست داد و دو امتیاز اضافه به نوریس هدیه کرد.
این اتفاق بهوضوح اشتباه آنتونلی بود، اما توسط مهندس مسابقه فرستاپن، «جیانپیرو لامبیازه»، روی رادیو تیمی و بعدش هم توسط مشاور موتوراسپرت رد بول، «هلموت مارکو»، در رسانهها برجسته شد. هرچند فرستاپن در جمع نهایی فقط با دو امتیاز قهرمانی را از دست داد، مکلارن همیشه این گزینه را داشت که اگر لازم میشد، در آخرین دور ابوظبی پیاستری و نوریس را جابهجا کند تا مطمئن شود نوریس عنوان را میگیرد.